خرید بک لینک

در یک روز خزان پاییزی ، پرستویی را در حال مهاجرت دیدم به او گفتم : چون به دیار یارم میروی به او بگو دوستش دارم و منتظرش می مانم ... بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان آمد ، و گفت : دوستش بدار ولی منتظرش نمان ... M H P

برچسب: نویسنده: بهنام زارعی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 16:41

در یک روز خزان پاییزی ، پرستویی را در حال مهاجرت دیدم به او گفتم : چون به دیار یارم میروی به او بگو دوستش دارم و منتظرش می مانم ... بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان آمد ، و گفت : دوستش بدار ولی منتظرش نمان ... M H P

برچسب: نویسنده: بهنام زارعی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 16:41

من را نگاه كن كه دلم شعلهور شود بگذار در من این هیجان بیشتر شودقلبم هنوز زیر غزل لرزههای توست بگذار تا بلرزد و زیر و زبر شودمن سعدیام اگر تو گلستان من شویمن مولوی، سماع تو برپا اگر شودمن حافظم اگر تو نگاهم كنی، اگر شیراز چشمهای تو پرشوروشر شود«ترسم كه اشک در غم ما پردهدر شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود»آنقدر واضح است غم بیتو بودنم اصلا بعید نیست كه دنیا خبر شوددیگر سپردهام به تو خود را كه زندگی هرگونه كه تو خواستی آنگونه سرشود

برچسب: نویسنده: بهنام زارعی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 16:41

صفحه بندی